استراتژی قطب علمی آموزش پزشکی جامعه نگر

 

1-بهره گیری و مد نظر قرار دادن راهبردهای مدون شده برای تربیت پزشکان سلامت گرا

استراتژی:

الف) شناخت و در اولویت قرار دادن نیازهای بهداشتی کشور

ب- محقق نمودن بهداشت برای همه با کاستن از آشفتگی نظامی های خدمات بهداشتی و پوشش ناکافی آن ها ،کمک به شناسایی دوباره بیماری هایی که تصور مهار شدن آن ها می رفت، اجرای طرحهای غربالگری در زمینه بیماریهای شایع  و پر خطر در منطقه و کشور وبرنامه ریزی ومشارکت در  انجام طرح های بهداشتی ملی 

ج- برقراری عدالت در سلامت

د- شکستن دیوارهای برج و عاج دانشگاه و بردن دانشجویان به متن مردم با هدف لمس نیازها و خواسته های سلامت مردم و آشنایی با وظایف حرفه ای فردا ی فارغ التحصیلان

 

2- تدوین استانداردهای پایه و ارتقا کیفیت برای تربیت پزشکان جامعه نگر بر مبنای WFME

استراتژی:

الف )تربیت پزشکان  سلامت گرا نه بیمارنگر وتربیت متخصص بهداشت اجتماعی

ب)شناخت نیازهای واقعی جامعه

ج)تطبیق کوریکولوم آموزش پزشکی با نیازهای سلامت جامعه

د)تغییرات لازم در برنامه های طرح درسی ، طرح دوره و منابع

ه) ارائه برنامه ها و طرح های مختلف در مورد مفاهیمی که در رابطه با تجدید نظر در نظام آموزش پزشکی در جهت گسترش نگرش اجتماعی آن مطرح میباشد. مفاهیمی همچون :

integration

community orientetin

Community based rientation

problem solving

Problem based education

3-در گیر  نمودن آموزش گیرنده با جامعه

استراتژی:

الف )دانشجویان  می بایستی هر چه بیشتر با واقعیات جامعه  آشنا  گردند

ب)دانشگاه باید مستقیما با جامعه ارتباط برقرار کند

ج) آموزش گیرندگان آن برای رفع نیازهای جامعه تربیت شوند

د)فعالیت یادگیری در جامعه  باشد شامل مدارس ، مساجد ،منازل ،مکانهای عمومی، ادارات و سازمانها 

4-آشنا کردن دانشجویان با مفاهیم:

فلسفه، اهمیت،جایگاه ، تاریخچه ،لزوم و اهداف آموزش پزشکی جامعه نگر

استراتژی:

الف) توانمند سازی دانشجویان با ایجاد  تغییرات لازم در برنامه های طرح درسی ، طرح دوره و منابع و تهیه بسته آموزشی 

ب)استفاده از اساتید صاحب نظر

ج)برگزاری کارگاهها ،سمینارها

 5-آشنا نمودن دانشجویان با  نظر اسلام در مورد جامعه نگری نهادینه کردن آن

استراتژی:

الف) توانمند سازی دانشجویان با تغییرات لازم در برنامه های طرح درسی ، طرح دوره و منابع و استخراج و به کار گیری اصول جامعه نگری و عدالت اجتماعی از متون اسلامی

ب) استفاده از اساتید صاحب نظر

ج)بکارگیری مشارکت معاونت فرهنگی وزارت بهداشت درمان و آموزش  پزشکی وحوزه معارف اسلامی دانشگاه های علوم پزشکی کشور

د)استفاده وسیع از امکانات ارتباط جمعی و رسانه های گروهی و جلب مشارکت روحانیون و ائمه محترم جمعه  و جماعات و حوزه های علمیه به منظور فراهم نمودن زمینه های لازم جهت حضور پذیرش دانشگاه ها در جامعه

6-آموزش پزشکی از بیمارستان که در حال حاضر قلمرو انحصاری آموزش دانشجو است به درآید و با توانهای آموزشی واحدهای عرضه خدمات آمیخته شود .

استراتژی :

آموزش خوب پزشکی نیازمند سازگاری مفید با نظام خدمات بهداشتی است . پزشک عصر حاضر را نمی توان فقط در درون بیمارستان دانشگاهی تربیت کرد . اگر مشارکتی در کار نیاید، ارتباط برنامه آموزش با واقعیت های محیط طبابت محدود خواهد شد و قادر نخواهد بود برای برآوردن نیاز جمعیتی که قرار است به آن ها خدمت داده شود تعلیمات مناسبی فراهم کند. این فاصله، یعنی جدایی آموزش پزشکی از نظام عرضه مراقبت های بهداشتی ، هنوز هم در بسیاری از کشورها از واقعیت های ناخوشایند موجود است.مدیریت و مناسبات کاری مؤثر بین دانشگاه ها و نظام عرضه خدمات ، و نیز تشکیلات محلی و مردم، برای دست یافتن به روابط متقابل و یکپارچه میان آموزش و محیط طبابت اهمیت اساسی دارد. مهارت های کسب شده در برنامه های اصلاحی باید با نیازهای محیط عرضه خدمات تناسب داشته باشد.ترتیبات تازه سیاسی و سازمانی برای اطمینان یافتن از ارتباط میان آموزش و نیازها و الگوهای کار طبابت ، و نیز احساس رضایت شغلی از این که آن چه را آموخته شده است می توان به نحو ثمر بخشی بکار گرفت.

بها دادن به آموزش درمانگاهی و درمان سرپایی ، برخورد وسیعتر دانشجو با بیمارانی را فراهم می کند که پس از فارغ التحصیل شدن ، بیش از همه با همان نوع از بیماران سروکار خواهد یافت . آموزش پزشکی که به طور معمول وابسته به بیمارستان باشد غالباً متمرکز در سطح سوم بوده و با درمان بیماری های نادر و پر خرج در ارتباط است. عادت های کار و نظام های پشتیبانی قابل انطباق با تمامیت نظام مراقبت بهداشتی نیست. اگر چه نمی توان اهمیت بیمارستان های آموزشی برای آموزش های تخصصی را انکار کرد ولی همین بیمارستان ها ممکن است به انحراف دانشجویان و شکست آموزش عمومی منجر شود.

گوناگونی محیط ها، اعم از پزشکی یا غیرپزشکی (محل های کار، مدارس، روستاها، خانواده ها) دانشجویان را با اشتیاق واقعی تر به مسائل بهداشتی، شرایط انسانی، و نقش های خاص حرفه ای رو به رو می سازد و از این راه به تقویت و غنی سازی تجربه های بیمارستانی آنان منجر می شود.وقتی استفاده از عرصه های گوناگون بر اصول محکم علمی، مانند اپیدمیولوژی، مبتنی باشد سبب تربیت پزشکان مجهزتر و ارضاء برای تأمین مراقبت های بهداشتی و آگاه از ضرورت کارگروهی چند پیشه خواهد شد.

7--در برنامه های آموزش پزشکی می بایستی بر رابطه ی میان علوم اجتماعی و سلامت فرد یا جامعه تاکید شود

 استراتژی :

الف)جدی گرفتن اپیدمیولوژی ، آمار حیاتی ، دموگرافی ، جامعه شناسی و اکولوژی رابطه بین رفتارهای آدمی ب)ساختار اجتماعی و فرهنگ و سلامت جامعه تبیین گردد به گونه ای که دانشجویان با تهدید کننده های اجتماعی سلامت آشنا گردند .

8-شناسایی و اقدام به حل  مسایل جامعه توسط فارغ التحصیلان به روش حل مسئله  PBL

استراتژی :

الف)توان وانگیزه ی یادگیری همه عمر، بخصوص با توجه به فوران اطلاعات، با روش های مؤثرتر یادگیری تقویت می شود. یادگیری از مسأله (PBL) Problem-Based Learnin مهارت تحلیل، ترکیب و ارزشیابی را که برای حل مسائل بالینی ضرورت دارد قوت و حدت می بخشد. آموزش طرز مطالعه انتقادی گزارش های علمی، دانشجورا به تشخیص پیشرفت های کلیدی در رشته خود توانا می سازد.

 ب)یادگیری از جامعه میزان ارتباط یادگیری از دور ، و یادگیری از شبیه سازی، ممکن است در موارد بسیار کمک کننده باشد.

ج) مؤسسات و انجمن های آموزشی باید روش های فعال یادگیری را تقویت کنند. در این روش ها که محوریت آموزش با دانشجوست، شکل گیری شبکه های ملی و منطقه ای برای تولید مواد آموزشی مفید و مرتبط افزایش می یابد.

د) استراتژی های یادگیری باید مبتنی بر قابلیت و متناسب با  نیازهای محلی کارکنان بهداشتی باشد. مطالعه ارزش روش های امتحان، و ارزشیابی خلاقیت ها در برنامه ضرورت دارد.پزشکی که در ارتباط با زمینه های محلی کفایت لازم را دارد و از انگیزه های کافی برای حفظ این کفایت برخوردار است.

ی)مواد آموزشی مناسب و روش های متناسب برای امتحان

 

9-از سویی دیگر لازم است آموزش پزشکی از گرایش افراطی به علم محض خارج شود و تا آنجا که منطق حکم می کند با خدمت درآمیزد .

استراتژی :

الف)علم، قلب یک برنامه مؤثر درسی را تشکیل می دهد. روش استفاده از علم در تعیین مسائل و سنجش اثر اقدام هایی که چه برای مراقبت از بیمار و چه در برخورد با جامعه صورت می گیرد اهمیت بسیار دارد. یاددهی علوم را نمی توان برحسب بخش ها(دپارتمان ها) تنظیم کرد یا به سال های قبل از آموزش بالینی منحصر نمود.

ب) برنامه درسی در تمامیت خود تفکر علمی و انتقادی را که اساس طب مبتنی بر ادله و شواهد است ایجاب می کند.

ج) تأکید بر نگرش علمی به هنگام انتقال مهارت های  یادگیری

د) بازنگری در بخش ها و بازسازی آن ها به منظور افزایش ادغام عمودی و افقی علوم پایه رفتاری و اجتماعی در دروس بالینی و بهداشت توجه نمایید.

ه)باید بر علوم اقتصادی ، آمار، مدیریت و اطلاعات در حدی متناسب با کارهای بالینی تأکید ورزید.این امر موجب خواهد شد تا  پزشکانی با توان های چند  جانبه ی علمی که قادرند در مسیر پیشرفت های علمی باقی بمانند و ارتباط خود با رشته شغلی و کارشان را درک کنند، تربیت نمایید.

10-به نوعی برنامه ریزی شود که پزشک جوان ، بتواند بطور فردی و با استفاده از تسهیلات تشخیصی مختصری که در شرایط واقعی حیات حرفه ای با آن روبرو خواهد بود در مورد بیماران خود تصمیم بگیرد و از اتکاء افراطی بر کارهای گروهی در تشخیص و درمان بپرهیزد.

استراتژی :

الف)نقش دانشجویان در آموزش خود آنان حیاتی است. دانشجویان امروز، معلمان فردایند. آن ها باید در برنامه ریزی درسی و جریان یاددهی دخالت داده شوند. در مقایسه با مدیران و معلمان، آرمان گرایی دانشجویان بیش تر و گرفتاری و مشغله آنان کم تر است و شاید تواناترین عوامل ممکن برای ایجاد تغییرهای لازم در آموزش باشند.

ب)دانشجویان در همه سطوح آموزش پزشکی باید شرکایی ارزشمند تلقی شوند : درتعیین هدف ها،در اداره دانشکده پزشکی،در برنامه درسی،در یاددهی و در ارزشیابی.

ج) مسئولیت پذیری دانشکده،گروه مدرسین و بخصوص دانشجویان که بهره گیرندگان فعال آن به حساب می آیند در برابر آموزش

11-دانشجوی پزشکی اعتقاد یابد که مسائل بهداشتی جامعه خصلت چند وجهی دارد و برخورد منطقی با آنها نیازمند کار هماهنگ و حساب شده ی تیم یا گروهی است که پزشک رهبری آن را به عهده دارد .

استراتژی :

الف)پزشکان  قادر به ارائه همه مراقبت های بهداشتی نیستند. پزشکان این عصر در درون گروه هایی کار می کنند که معرف حرفه های متفاوتی است.یادگیری با هم در درون گروه، اجتماعی شدن اولیه در کار را تقویت می کند و فرصت هایی برای رشد رهبری فراهم می سازد.

ب)آموزش چند پیشه، درجایی که اعضای حرفه های مختلف با هم آموزش می گیرند، روحیه کارگروهی و همکاری اساسی بین پزشکی و کارکنان بهداشتی وابسته را برقرار و یا تقویت می کند.نتیجه آن  پزشکانی است که ثمرشان با هزینه ای که برای تربیت آنان شده است سازگار است و قادرند به عنوان اعضای گروه مراقبت های بهداشتی کار کنند، همراه با احترام افزون تر به همکاران در جهت منافع بیماران و جامعه

12-عملکرد در راستای کاهش درصد مرگ  و میر گروههای آسیب پذیر از جمله کودکان زیر پنجسال ، مادران باردار، سالمندان

استراتژی :

الف)تدوین برنامه مستمر نیازسنجی در رابطه باگروههای آسیب پذیر

ب) ارزیابی و تحلیل منطقی وضع موجود جامعه

ج) انجام مداخلات سلامت محور

13 - پاسداری از اخلاق پزشکی برنامه های آموزشی در پزشکی جامعه نگر  نیازمند حفاظت جدی از آموزش اخلاق پزشکی درکلیه عرصه هاست. آینده ممکن است فاجعه آفرین بوده و هشدار دهنده می باشد  لذا توجه جدی تری را طلب می کند.

استراتژی :

الف)ارزش های بنیانی و اصول اخلاقی، مشخص کننده ی آموزش پزشکی و حاکم بر آن است. اصول اخلاقی در دو سطح کاربرد می یابد : در کلینیک و بیمارستان برای تأمین سلامت یک مراجعه کننده بیمار؛ و در جامعه برای سلامت مردم. در هر دو مورد مناسبات قابل مقایسه ای ضرورت دارد : مناسبات میان پزشک و بیمار در یک طرف و روابط بین ارائه دهندگان خدمات و مردم در طرف دیگر. قراردادهای اجتماعی میان اینان مراقبت هایی را ایجاب می کند که هم درست است و هم خوب : درست، به معنای برخورداری از استاندارد فنی مناسب، و خوب، در رعایت ارزش ها و اولویت های بیماران یا جامعه. یکی دیگر از شقوق اخلاق پزشکی که جدید نیز می باشد تعیین اولویت ها و تخصیص منابع متناسب با نیازهاست.لذا اخلاق همواره باید مشمول توجه کامل و کافی در دانشکده های پزشکی ، در تمامی برخورد های کلینیکی ، و درمیان مردم باشد.

ب) گروه های مشورتی باید مستمراً وضعیت اصول اخلاقی در گروه های مختلف فرهنگی را رصد کنند

ج) الگوهای درسی مناسب در راستای پزشکان و دانشکده های دلسوزتر و عرضه بهتر خدمات به بیماران و مردم.

14-بومی‌سازی راهکارهای علمی و مورد تایید موجود

 استراتژی :

الف ) برنامه ریزی برای کاستن از بار مسائل بهداشتی جامعه

ب)بسیج جامعه در مسیر رفع این نیازها

ج) آموزش جامعه و هدایت آن به سوی توسعه

د) سرپرستی و مدیریت تیم و هماهنگی و بومی سازی ارزشهای جامعه و بیمار در کنار شواهد موجود یک نقش کلیدی و موثرتوسط پزشک جامعه نگر

15-جلب مشارکت جامعه و رضایت آنها

استراتژی :

الف) مردم باید در تصمیم گیری و عمل سهمی فعال بیابند. آن ها باید این توانایی را بدست آورند که بهترین راه حل ها را انتخاب کنند و راه های محافظت از بیمارهای قابل پیشگیری به آنان عرضه شود.

ب) لازم است مؤسسات آموزشی طرح های بسیار و نوشته های رو به افزایشی را که درباره مشارکت جامعه در بهداشت و توسعه فراهم می شود جمع آوری کنند. جریان جامعه نگری به طیفی از انتخاب ها در میان مردم منجر خواهد شد.

ج) مشارکت جوامع در آموزش پزشکی  و مدیریت مؤسسات ، امروز اهمیت اساسی دارد.

د) یادگیری بین دیسیپلین ها و تشویق به کارگروهی چند پیشه نقش وسیع تر جامعه در  جریان آموزش، پاسخگویی پزشکی در قبال مردم و پاسخگویی آن به نیازها را افزایش می دهد، رضایت مردم  از ابتکارات بهداشتی را زیادتر می کند.

ه) توسعه و ارتقای سطح سلامت مردم

16- شناسایی و تشخیص شرکای فرآیند و استفاده ازآنان.

استراتژی :

الف)افرادی را که قابلیت رفع این نیازها را دارند تعریف نمائیم

ب)تبدیل نمودن این قابلیت ها به اهداف آموزشی

17-فارغ التحصیلان قبول داشته باشند که در همه عمر باید بیاموزند و فراغت از تحصیل در جامعه معنی ندارد

 استراتژی :

الف)برنامه های آموزش پزشکی و تربیت متخصص، فارغ از طول مدت آن ها، برای تضمین برقراری مهارت در همه عمر کافی نیست علاوه براین، تغییر در برنامه دانشکده های پزشکی برای آنان که در حال طبابت هستند تأثیر نمی گذارد. همواره مجموعه ای از دگرگونی های اجتماعی ، سیاسی ، اپیدمیولوژیک و تکنولوژیک از راه هایی که قابل پیش بینی نیست بر صلاحیت حرفه ای پزشکان تأثیر می گذارد. آموزش مداوم پزشکی برای حفظ صلاحیت فارغ التحصیلان جدید، تأثیر گذاردن بر طبابت قدیمی ترها، پر کردن جای خالی دانسته ها، و توانا ساختن تمام پزشکان برای پاسخگویی به مسائل حرفه ای محیط آنان ضرورت اساسی دارد.

ب)از آن جا که آموزش مداوم پزشکی به مقدار زیاد تابع انگیزه های یادگیرنده است، مهارت یادگیری خودجوش باید در جریان آموزش پزشکی و تربیت تخصصی به بالاترین حد ممکن برسد.

ج) محتوای آموزش پزشکی باید با بهره گیری از منابع حرفه ای و عمومی پاسخگوی نیاز پزشکان باشد.

د) مداوم پزشکی محتاج برنامه ریزی دقیق و توجه به هدف ها، استراتژی ها، مهارت ها و ارزیابی آن هاست.

ه)بین المللی آموزش مداوم و کانون های مرجع برای تبادل تجارت و پشتیبانی ضرورت دارد.

ی) باید برای کل جریان آموزش مداوم، اعتبارات مورد نیاز اختصاص دهند و آن را پایش کنیم

18-تقویت  ارائه خدمات و مداخلات پرستاری در ارتقاء سلامت مبتلایان  به بیماری های مزمن با محوریت نظام ارائه خدمات و  خانواده

شهرنشینی ، سالمندی و جهانی شدن تغییرات در شیوه زندگی دست به دست هم می دهند و باعث می شوند بیماری مزمن و غیرواگیر دار از آن جمله افسردگی ، دیابت ، بیماری های قلبی عروقی و سرطان ها و حوادث ، سبب های اصلی بیماری و مرگ در جوامع جهان را تشکیل دهند .

 

استراتژی :

الف)تغییرات لازم در برنامه های طرح درسی ، طرح دوره و منابع

 ب) نظام ارائه خدمات کشورمان در رابطه با بیماری های مزمن هنوز هم با چالش های بسیار جدی رو به رو است

 برای مثال ،  نظام ارائه خدمات ما برای برخورد با عوامل اجتماعی دخیل بر بیماریهای مزمن ، با افزایش درصد سالمندان ، دسترسی به خدمات ، افزایش سواد بهداشتی ، مراقبت از خود که در این قبیل بیماری ها نقش محوری دارد ، جبران هزینه های ناشی ازبیماری های مزمن و سیاستگذاری بلند مدت  آمادگی کافی ندارد .

 البته میتوان در این رابطه از مراکزی همچون مرکز جامع مراقبت های خانواده کمک گرفت. مرکز جامع مراقبت های خانواده مرکزی است جهت ارائه مراقبت سلامت خانواده محور، با کیفیت مطلوب ، دسترسی بالا ، قابل قبول از نظر فرهنگ جامعه و دارای محیط مناسب برای آموزش پزشکی.در این مرکز مراقبت های مداوم و جامع مربوط به سلامتی برای هر فرد از افراد خانواده تامین میشود.

حیطه ارائه خدمات در این مرکز متوجه تمامی سنین ، هر دو جنس و هر ارگان سیستم بدن می باشد.خدمات مراقبتی در این مرکز بصورت جامع، مداوم، هماهنگ در سطح فردی، خانوادگی و جامعه نگر ارائه می شود.

مرکز جامع مراقبت های خانواده، انواع خدمات را در سطح جامعه در قالب کار تیمی ارائه می دهد. ارائه خدمات منظم و مداوم ، ارجاع اصولی و دریافت پس خوراند و راهنمایی بیماران ، مشاوره تلفنی و حضوری خانواده ها، پیگیری و کنترل مشکلات سلامت خانواده های تحت پوشش همگی از خدماتی است که منجر به افزایش رضایت، دسترسی و مقبولیت جامعه می شود. از دیگر خصوصیات چنین مرکزی ارائه خدمات در قالب تیم های خدمات سلامت است بطوریکه ارتباط بین حرفه ای در آموزش و ارائه خدمات معنای واقی پیدا می کند.

19 -جامعه گرا و جامعه نگر کردن تحقیقات پزشکی  و تعیین اولویتهای  تحقیقاتی هم راستا و هدفمند بطور ماموریت مدار

استراتژی :

الف) سوق دادن موضوع پایان نامه ها و تحقیقات در کلیه دانشکده ها و گروه های آموزشی بر مبنای HSR

ب)تعیین اولویت های پژوهشی بر مبنای HSR

ج)تشویق اساتید با دادن امتیازات بیشتر برای پژوهش های HSR ایجاد انگیزه های لازم برای محققان و پژوهش گرانی که در زمینه   HSR فعالیت مینمایند .

د)گسترش تحقیقات کاربردی در جهت اصلاح سیستم ارائه خدمات

ه)اصلاح کتب درسی متناسب با اهداف بهداشتی

ن)برقراری ارتباط وزارت بهداشت و شورای ایجاد نگرش اجتماعی در آموزش پزشکی کشور با دیگر وزارتین

20- -تقویت مراقبت تسکینی

 استراتژی :

الف )تغییرات لازم در برنامه های طرح درسی ، طرح دوره و منابع

ب)استفاده از اساتید صاحب نظر

ج)برگزاری کارگاهها ،سمینارها

 د) استفاده از مکان های در دسترس متناسب

 21-تقویت و بکارگیری  طب سنتی

استراتژی :

الف)تغییرات لازم در برنامه های طرح درسی ، طرح دوره و منابع

ب)استفاده از اساتید صاحب نظر

ج)برگزاری کارگاهها ،سمینارها

22- تقویت و بکار گیری طب مکمل

استراتژی :

الف)تغییرات لازم در برنامه های طرح درسی ، طرح دوره و منابع

ب)استفاده از اساتید صاحب نظر

ج)برگزاری کارگاهها ،سمینارها

 23- بکار گیری طب جایگزین

استراتژی :

الف)تغییرات لازم در برنامه های طرح درسی ، طرح دوره و منابع

ب)استفاده از اساتید صاحب نظر

ج)برگزاری کارگاهها ،سمینارها

24-آشنا نمودن دانشجویان با  نظر اطبا ایران باستان در مورد  جامعه نگری و نهادینه کردن آن

استراتژی :

الف)تغییرات لازم در برنامه های طرح درسی ، طرح دوره و منابع

ب)استفاده از اساتید صاحب نظر

ج)برگزاری کارگاهها ،سمینارها

25-کاستن از تزاید خارج از کنترل قیمت ها در حوزه سلامت

استراتژی :

الف)  مدیریت صحیح اقتصاد سلامت و کاستن از هزینه های کمرشکن سلامت .هر جا مردم از حفاظت اجتماعی محروم اند و بخش عمده هزینه خدمات ، به طور مستقیم توسط مردم و در محل دریافت خدمت پرداخت می شود ، احتمال روبه رو شدن آنان به پرداخت های کمرشکن وجود دارد. هر سال بیش از  میلیونها نفر به سبب هزینه های سلامت در ورطه فقر می غلتند .

ب ) توسعه پوشش بیمه 

26-تامین نیروهای مورد نیاز آموزشی برای نیل به مقاصدآموزشی

استراتژی :

الف)تربیت مدرسین دانشکده های پزشکی برای اصلاح آموزش پزشکی

مدرسین دانشکده های پزشکی غالباً از میان کسانی انتخاب می شوند که قابلیت آن ها برای پژوهش آشکار است ولی به توان آن ها برای یاد دادن و برقراری ارتباط توجه نمی شود. این نگرانی موجه همواره وجود دارد که غالباً عادت های بد دانشجویان پزشکی در یادگیری با فقدان مهارت یاددهی در معلمان آن ها ترکیب و تشدید شود. مع هذا، مهارت معلم در پژوهش، توان او در کمک به دانشجویان برای درک مفاهیم زیست پزشکی ، و علوم اجتماعی و روانشناختی را بهبود می بخشد.

ب)دانشکده های پزشکی برای تقویت مهارت یاددهی و برقراری ارتباط در معلمان خود برنامه هایی اجرا کنند.  بخشی از جریان انتخاب ، ارتقاء و تشویق معلمان، باید متناسب با قابلیت های آن ها در یاددهی و میزان مشارکت آن ها در توسعه آموزش باشد.

ج) باید از معلمان دانشکده های پزشکی خواسته شود که جریان آموزش و یاددهی خود را بهتر کنند.

د)پایش عملکرد معلمان و توجه کردن به آن چه دانشجویان نظر می دهند، باید برای بهبود بیشتر وضعیت یاددهی استفاده شود.

27-تامین منابع مالی مورد نیاز برای نیل به اهداف آموزشی

 استراتژی:

تقویت منابع مالی جامعه نگربه صورت افزایش سهم بودجه جامعه نگر از کل بودجه وزارت

28-استفاده از تکنولوژیهای مناسب برای مقاصدآموزشی

 استراتژی :

الف)بکارگیری روش های جدید آموزش با برگزاری کارگاهه و سمینارها

ب)بازدید از تجارب موفق

ج)استفاده از فناوری مدرن و به روز 

د ) استفاده از منابع مناسب

29-بکارگیری  واحدهای اجرایی برای اهداف  آموزشی و بکارگیر ی پرسنل نظام ارائه خدمات در فعالیت های آموزشی به نحو هماهنگ

استراتژی :

الف) بازنگری در برنامه های درسی دانشکده

ب) کاستن از وابستگی به بخش ها و(دپارتمان ها )ی مختلف بیمارستانی

ج) داشتن هدف و وجود یک برنامه منظم

د) ساختارهای اداری برای برنامه ریزی و تغییر دارای اختیار و کارآیی شوند

م)ایجاد تغییر در  روش های امتحان متناسب با هدف های آموزشی

ن)رفع موانع بر سر راه هر نوع تغییر

و)رفتار سازمانی دانشکده های پزشکی محتاج مطالعه و تأکید و توجه خاص به تنظیم هدف ها و اجرای آن هاست .

ه) دانشکده ها باید گروهی مرکب از نمایندگان بخش های مختلف تشکیل دهند تا برای آموزش طب عمومی برنامه هایی را که پاسخگوی بهتر نیازهای محلی باشد طراحی و اجرا کنند.

ی) سرمایه گذاری مؤثرتر برای آموزش و ارتباط متناسب با نیازهای فارغ التحصیلان.

30- پوشش افراد سالم

استراتژی :

الف) ارتقا خدمات سلامت محور

ب)جلوگیری از وارونگی مراقبت

ج)پیشگیری از مراقبت چند پاره

د) پیشگیری از مراقبت ورشکست کننده

ه ) بکارگیری اصلاحات PHC در حیطه اصلاحات رهبری ، اصلاحات سیاست عمومی ، اصلاحات ارائه خدمات و اصلاحات پوشش همگانی . در گزارش ارائه شده از سوی مدیر کل سازمان بهداشت جهانی در سال 2008  اصلاحات PHC در چهار گروه دسته بندی گردیده است که همگرایی میان شواهد مورد نیاز برای طراحی پاسخ مؤثر به چالش های سلامت در جهان امروز را نشان می دهند.

اصلاحات PHC که برای تمرکز نظام های سلامت بر « سلامت برای همه » ضرورت دارد

اصلاحات ارائه خدمت برای محوریت بخشیدن به مردم در نظام های سلامت

اصلاحات پوشش همگانی برای بهبود عدالت در سلامت

اصلاحات سیاست عمومی

برای ارتقای سلامت مردم و حفاظت آن

اصلاحات رهبری

برای آنکه مسئولان سلامت طرف اعتماد بیشتر قرارگیرند

 

31 -کاستن از مراجعات بی رویه به مراکز درمانی و ایجاد تقویت و افزایش کیفیت خدمات ارائه شده از سوی دانشکده های موجود  در این نظام

استراتژی :

الف) در استفاده از منابع ، چه از نظر نیاز و چه از لحاظ کارآیی لازم است کشورها تعداد کارکنان بهداشتی مورد نیاز خود را به صورتی نظام یافته تعیین کنند وصلاحیت ومهارت رده های مختلف را مشخص سازند . وقتی چنین برنامه ریزی صورت نگرفته باشد، بیکار نشستن نیروی انسانی ممکن است هزینه نیروها و ناکامی در پاسخگویی به نیازهای واقعی را شدیداً " نامتعادل کند. مسلماً " مهارت ها ، نگرش و انگیزه های کارکنان آموزش یافته را تربیت خواهند کرد، کسانی که آن ها را بکار خواهند گرفت، و آنان را که خدمات به آن ها عرضه خواهند شد دربرگیرد.

ب)وزارتخانه های بهداشت و آموزش ،مؤسسات آموزشی و نمایندگی هایی که حوزه عمل آن ها به گستردگی جامعه است باید سیاست ها و برنامه های خود را یکسو و هماهنگ کنند تا از یکپارچگی در تربیت و بکارگیری کارکنان آموزش دیده اطمینان یابند .

ج) در جاهایی که برنامه های رسمی برای تربیت نیروی کار وجود ندارد لازم است مؤسسات آموزشی و مصرف کنندگان برای تعیین دقیق نیازها توافق کنند.نتیجه این امر تعادل در نیروی کار،بنیان قابل اتکا برای توسعه آموزش و استفاده کارآ از تربیت یافتگان ونهایتا،روش هایی برای انطباق محتوای آموزش و کیفیت کارکنان بهداشتی .