فهرست مناسبتها با جزئیات

    • ۲۲ اَمرداد
    • 13 August
    • ٢٩ صفر

ژنرال مصطفی کمال پاشا در چنین روزی در سال 1923 میلادی به عنوان نخستین رییس جمهور ترکیه زمام امور  این کشور را در دست گرفت . ترک ها به او لقب آتا ترک ( پدر قوم ترک ) دادند . وی در راس جریانی قرار داشت که معروف به "ترکان جوان" بود ند و علیه دولت عثمانی مبارزه می کردند. این جریان که به شدت تحت تاثیر تفکر مدرنیته غربی و طرفدار جدایی دین از سیاست بود ، پس از در دست گرفتن زمام قدرت و حکومت در ترکیه، قوانین سختی را علیه دین ود یند اران برای منع حضور در عرصه اجتماعی و سیاسی و حتی علمی وآموزشی تصویب کردند که همچنان پا بر جاست. آتا ترکیست ها که به ویژه در ارتش قدرت خود را در تمام ابعاد ترکیه اعمال می کنند ، همچنان به اخراج افسران وفادار به الزامات دین اسلام از ارتش دست می زنند وهم فکران روشنفکر لائیک آنان درپیکره دولت، دانش آموزان ، دانشجویان ، معلمان و کارمندان ادارات را که پایبند مقرارت دین اسلام به ویژه پوشش اسلامی اند ،از مدارس ، دانشگاه ها و ادا رات اخراج می کنند. و اجازه فعالیت به مدارس دینی غیر وابسته به دولت را نمی دهند.
 در سال 1881 میلادی" مصطفی کمال پاشا" مشهور به آتاتورک سردار بزرگ ترک به دنیا آمد . آتاتورک به کمک غرب و انگلستان رژیمی استبدادی  را در ترکیه  حاکم کرد . وی اساس حکومت خود را اسلام زدایی قرار داد و بر این اساس مدرسه‏هاى مذهبى را بست، اذان و نماز را به زبان عربى قدغن کرد، نظام حقوقى سوئد را به جاى نظام شرع در دادگسترى ترکیه رواج داد، خط را عوض کرد، کشف حجاب نمود، پوشیدن لباس غربى را براى هر ترک اجبارى ساخت و... . کمال آتاتورک  نخست «خلافت‏» را ملغا ساخت وسپس نظام قضایى شریعت را منسوخ کرد و به جاى آن قوانین کشورهاى غربى را وارد نمود. وی  «اوقاف‏» را ملى کرد و تمامى مدرسه‏هاى دینى  را تعطیل کرد. آتاتورک در سال 1924  م. دستور داد هرچیزى که مربوط به تاریخ گذشته ترک‏ها و امپراتورى عثمانى یا درباره اسلام است از برنامه‏هاى درسى تمامى مدارس حذف گردد. او در سال 1924 م. یک قانون اساسى جدید براى کشور تدیون کرد . این قانون اساسى نمونه کامل اسلام‏ستیزى و غرب‏زدگى مفرط در تمامى زمینه‏هاست.آتاتورک از نظر سیاسى و فرهنگى، از طرفى با تشکیل جمهورى لائیک با اسلام مبارزه کرد و از سویى، على‏رغم مخالفت‏شدید توده‏هاى مردم، حتى دانشگاهیان، دستور داد تا رسم‏الخط زبان ترکى از «عربى‏» به «لاتین‏» تغییر یابد. پس  از مرگ آتاتورک در سال 1938 م. این سیاست و دوره غرب ‏زدگى در ترکیه به وسیله جانشین او عصمت اینونو ادامه یافت و در نتیجه توده‏هاى مسلمان ترکیه از رژیم به ستوه آمدند و در نخستین انتخابات نسبتا آزاد در سال 1950 عصمت اینونو یار وفادار کمال آتاتورک را کنار زدند. پس از اینونو، دولت عدنان مندرس روى کار آمد و روند غربگرایى تا حدى تعدیل گردید.

این کشور در جنوب غربی سودان و شمال کنگو در مرکز آفریقا واقع شده و مدار هفت در جه عرض شمالی از میان آن می گذرد . مردم آن از نژاد سیاه و اکثرا پیرو دین اسلام و متکلم به زبان فرانسه و بومی هستند .
حکومت این کشور جمهوری است . آفریقای مرکزی در چنین روزی در سال 1960 میلادی از فرانسه مستقل شد و هم اکنون جزء کشور های اتحادیه فرانسه به شمار می رود . این کشور در بیستم سپتامبر سال 1960 میلادی عضو سازمان ملل متحد شده است . پایتخت آن بانگی نام دارد .

در چنین روزی در سال 1598 میلادی پادشاه فرانسه با هدف جلوگیری از بروز جنگ های مذهبی در این کشور فرمان نانت را صادر کرد . بر اساس این فرمان  پروتستان ها  می توانستند به راحتی اعمال دینی خود را به جای آورند.


در چنین روزی در سال 190 میلادی فلورانس نایتینگل پرستار مشهور ایتالیایی در گذشت . وی به دلیل ابراز برخی  شجاعت ها و همچنین ایثار گری ها در درمان مجروحان جنگی   ،  به شهرت بسیار دست یافت .

در چنین روزی در سال 1961 میلادی ساخت دیوار برلین آغاز شد . این دیوار در سال 1991 برچیده شد . به طور  خلاصه می توان گفت  از بین رفتن مرزهای ارزشی که درقالب دو بلوک شرق و غرب ظهور یافته بود و  روی گردانی  کشورهای اروپای شرقی از سلطه کشور شوروی سابق به  برداشته شدن مرز افتراق دوآلمان و حذف دیوار برلین منجر شد . این تغییر و تحولات موجب شد دوره نظام دو قطبی شکل یافته بعد از جنگ جهانی دوم به اتمام رسد . دیوار برلین  درسال  1961 احداث شد. در این زمان جدایی آلمان شرقی و غربی امری  همیشگی به نظر می‌رسید. اما باظهور پروستاریکا و  فرو پاشی کمونیسمی که بیش از هفتاد سال اندیشه های خود را در جهانی دو قطبی تزریق می کرد دو آلمان زمان را مغتنم شمردند و در مسیر اتحاد بر آمدند. خاطره فروریختن دیوار برلین خاطره ای است که هیچ یک از اروپاییان آ ن را  فراموش نخواهند کرد . در حقیقت این اتحاد را نظام کمونیستی آلمان شرقی ، وابسته به بلوک شرق یا سوسیالیستی انتخاب نکرد بلکه جریان تحولات تاریخی آن را تحمیل کرد زیرا دیگر این رژیم در دنیایی که دروا زه های آن باز بود ، نمی توانست جایگاهی داشته باشد چنان که همتایان این نظام نیز به سرنوشت مشابه دچار شدند.اکنون برلین به جای بن پایتخت آلمان واحد است.

کاکستون ،نویسنده ، مترجم ، ناشر و نخستین ناشر و چاپخانه دار در انگلستان در چنین روزی در سال 1422 میلادی به دنیا آمد . وی تاثیر فراوانی بر ادبیات انگستان نهاد . "داستانهای تروی "عنوان مهمترین اثر اوست .


رنو،  شاعر آلمانی در چنین روزی در سال 1802 میلادی دیده به جهان گشود . وی اصلا مجارستانی  است اما بخش مهمی از زندگی خود را در آلمان سپری  کرد." فاوست "و" احمق "از عناوین  مهمترین آثار اویند .

آنگستروم سوئدی در چنین روزی در سال 1814 میلادی دیده به جهان گشود . وی فیزیکدان بود . "طیف بین " مشهور ترین اختراع اوست .

استوکز ، فیزیکدان و ریاضیدان انگلیسی در چنین روزی در سال 1819 قدم به عرصه گیتی نهاد .

این  فیلسوف و متکلم بر جسته انگلیسی در چنین روزی در سال  1820 میلادی دیده به جهان گشود . وی در رشته موسیقی شناسی نیز دارای تجارب بسیاری  است .


لوجی بیرد ، مخترع اسکاتلندی در چنین روزی در سال 1888 میلادی دیده به جهان گشود . او را پدر تلویزیون و صاحب این اختراع دانسته اند  .

هیچکاک ، فیلمساز بزرگ .و بر جسته انگلیسی در چنین روزی در سال 1899 میلادی قدم به عرصه گیتی نهاد . او فیلمهای بسیاری را کار گردانی کرده است که از میان آنها می توان به "روانی" ، "پرندگان "و "پنجره پشتی" اشاره کرد . هیچکاک فیلمساز مولفی است که آثار او در گونه وحشت از بهترین آثار سینمایی به شمار می روند .پدر  آلفرد  جوزف هیچکاک"، استاد سینمای دلهره ،"ویلیام هیچکاک" یک سبزی فروش ساده بود که با کارگری روزگار می گذراند ومادرش "اما" نیز به خانه داری می پرداخت. تنها دلمشغولی این خانواده تربیت کودکانی بود که به مذهب احترام گذاشته و به انسانهای نیکوکاری تبدیل شوند.
"آلفرد" از سنین 16 سالگی علاقه اش را به سینما نمایان ساخت و با خرید مجلات سینمایی اوقات می گذراند. او مدت 5 سال را به عنوان کارمند اداره تلگراف سرگرم به کار شد و سرانجام به بزرگترین رویای دوران جوانی اش که همانا فعالیت در استودیوهای فیلمسازی بود دست یافت.جوان مستعد خانواده هیچکاک به عنوان طراح تیتراژ فیلمها به استخدام استودیوی لاسکی درآمد و به مدت دوسال درآنجا فعالیت کرد. این تنها آغازی برماجراجویی های وی به شمار می آمد.  او درتمامی این مدت درصدد یافتن فرصتی بود که بر اریکه کارگردانی تکیه زند.بیماری کارگردان فیلم "همیشه به همسرت بگو" این فرصت را برایش فراهم آورد. نتیجه کار هیچکاک جوان به حدی تاثیرگذار بود که موجبات حیرت تمامی همکارانش را دراستودیو فراهم  کرد اما عمر این موفقیت طولانی نبود.استودیو لاسکی به فعالیتش در انگلستان پایان داد و "هیچکاک" به ناچار راه شرکت فیلمسازی "گینتربروپیکچرز"را درپیش گرفت.او پس ازکسب تجربه درزمینه نویسندگی ، طراحی تیتراژ و دستیاری کارگردان، فیلم "مسرت باغ" را کلید زد با این وجود تولد این کارگردان  در عرصه هنری همزمان با ساخت فیلم هیجان انگیز"مستاجر" محصول سال1936 رقم خورد .این اثردربکارگیری عنصرهیجان از روشهای منحصر به فردی سود جست.فیلمهای "سرازیری"،"تقوای آسمانی"،"حلقه"ازجمله آثاری بودند که دراین برهه اززمان درکارنامه هنری و ی شکل گرفتند.اما موفقیت با فیلم "حق السکوت"محصول سال 1929 به سراغش آمد.این فیلم درسینمای ناطق به جایگاه رفیعی دست یافت. فیلمساز نام آورسینمای انگلستان با این اثر ثابت کرد که حضور صدا نمی تواند پایانی برحکمرانی جلوه های تصویری باشد.دهه سی با خلق فیلمهای مطرحی چون "جنایت"،"بازی پوست"،"مردی که زیاد می دانست"،"پله سی و نهم"،"خرابکاری"و"بانوناپدید می شود" همراه بود.
دراین زمان صاحبنظران سینما ازچهره ای یاد می کردندکه شمارش نبض مخاطبان را درسالنهای سینما دردست داشت و با خلق فیلمهای خوش ساخت نفسها را درسینه حبس می کرد.

سانجر  شیمیدان انگلیسی در چنین روزی در سال 1918 به دنیا آمد . او دو بار در سالهای 1958 و 1980 میلادی جایزه نوبل شیمی را به خود اختصاص  داد .

جرج شیرینگ آهنگساز انگلیسی  در چنین روزی در سال 1920 میلادی به دنیا آمد . وی با اینکه نابینا بود اما پیانو را به استادی می نواخت .


فیدل کاسترو، رهبر کوبا در چنین روزی در سال 1927 میلادی به دنیا آمد . وی از سال 1959 به عنوان رهبر کوبا فعالیت سیاسی  عمده خود را آغاز کرد . او برای نخستین بار کشور ش را به عنوان کشوری ، دارای مرام کمونیستی در جهان غرب معرفی کرد . وی همچنین به عنوان نمادی از یک کمونیست انقلابی  تمام عیار  و یک ضد سرمایه دار بزرگ  در آمریکای لاتین و جهان مشهور است . پس از پیروزی انقلاب کوبا درسال 1959، فیدل کاسترو رهبری این کشور را به دست گرفت. وی از مقاماتی است که دارای بیشترین دوره حکومت است. کاسترو که همواره در برابر تهدیدات و فشارهای بین المللی به ویژه آمریکا مقاومت و آنها را خنثی کرده است، اخیرا با اشاره به اینکه کشورش به کمکهای اتحادیه اروپا چشمداشتی ندارد اعلام کرد: اتحادیه اروپا اسب ترویا آمریکا است. این اظهارات کاسترو نشان می دهد با وجوداینکه 77 سال از عمر وی گذشته است اما همچنان در برابر ناملایمات از پا ننشسته است.کاسترو همچنین باانتقاد از اتحادیه اروپا که کوبا را ناقض حقوق بشر خوانده است، تصریح کرد : کوبا سرزمینی است که حقوق بشر در آن رعایت می شود.

اشنبرگ رومانیایی - آمریکایی در چنین روزی در سال 1939 میلادی   دیده به جهان گشود . وی درحوزه های  تصویرگری و پویا نمایی  ( فیلم انیمیشن ) آثار ارزشمندی از خود به جای نهاده است که از میان آنها می توان به  "هنر زندگی "اشاره کرد .

حضرت علی ابن موسی الرضا علیه آلاف التحیه و الثنا در  سال 148 ه ق در شهر مدینه دیده به جهان گشودند . البته درباره  ماه و سال ولادت و همچنین تاریخ شهادت آن حضرت اختلاف است و برخی از روات، ولادت آن حضرت را دریکی از سالهای  148 و 151 و 153ق  می دانند اما روایت پیش گفته معتبر تر از سایرین  است . کنیه آن حضرت ابوالحسن و ابوعلی است و القاب ایشان عبارتند از : رضا، صابر، زکی، ولی، فاضل، وفی، صدیق، رضی، سراج الله، نورالهدی، قرة عین المؤمنین، مکیدة الملحد ین، کفوالملک، کافی الخلق، رب السریر، و رئاب التد بیر. اما  مشهورترین لقب آن حضرت «رضا» است . نام پدر شان حضرت امام موسی الکاظم (ع) و نام مادر  گرامیشان ام البنین است . امام (ع) مدت بیست سال ،  امامت شیعیان را برعهده داشتند که این بیست سال مصادف است با دوره پایانی خلافت هارون عباسی.  پس از آن سه سال از دوران خلافت امین ، دو سال  از  جنگ و جدایی میان خراسان و بغداد و سر انجام دوره ای از خلافت مأمون در دوره امامت ایشان قرار دارد . پنج پسر و یک دختر برای ایشان  ذکر کرده اند. هفده سال از بیست سال امامت حضرت رضا(ع)  در مدینه و سه سال آخر آن در خراسان گذشت.
امام رضا(ع) در مدینه، پس از شهادت پدر، امامت بر مردم را بر عهده گرفت، و به رسیدگى امور پرداخت . ایشان به تدریس و تعلیم علوم آل الله به  شاگردان خود ادامه می  داد  و به  تکمیل حوزه علمیه جدش امام صادق(ع) مشغول بود . موقعیت امام رضا(ع) در مدینه، همه علما و شخصیتهاى سیاسى و اجتماعى حجاز را تحت الشعاع خود قرار داد، مردم آن بزرگوار را در همه شؤون مادى و معنوى، مرجع و پناه خود مى دانستند. آن حضرت براى رفع مشکلات اجتماعى، فرهنگى و سیاسى مردم، در همه امور دخالت مى کرد، و در متن جامعه قرار داشت، و در امور و مسائل مختلف اجتماعى هرگز لحظه اى بى تفاوت نزیست، به ویژه در دو بعد فرهنگى و سیاسى، تلاش فراوان داشت.در خصوص ولایتعهدی مامون و پذیرش این امر از سوی  امام (ع) بحث های مختلفی میان مورخین تاریخ اسلام صورت گرفته است .
بر اساس اسناد تاریخی  همواره مأمون با حضرت مکاتبه داشت و از او مى خواست تا به مرو آید. او آن قدر بر این امر اصرار ورزید که به نوعی به اجبار ،  امام (ع) را به سوی سرزمین مرو فراخواند .  امام على بن موسى(ع) که  شیوه خلفا را مى‏شناخت و زندان های طولانى پدر را با همه تلخى ها و رنج هایش به یاد داشت و مى‏دانست که به هر حال، مأمون  از حضور آزادانه امام میان مردم نگران است و از این نگرانى، آسان نخواهد گذشت. لذا امام(ع)  به سوی مرو رفت .  در مسیر حرکت امام(ع) از مدینه به سوی مرو  مردم هر شهر عاشقانه به دیدار او می شتافتند و آن حضرت را چون نگینی دربر می گرفتند .   امام(ع)  در حرکتش از مدینه به خراسان به شهر نیشابور رسید مردم زیادى به استقبال امام(ع) شتافتند و از امام درخواست کردند تا آنها را با حدیثى از پدران خود خشنود سازد. امام(ع) فرمود: پدرم از پدرش و او نیز از پدرش...تا على(ع) و او از رسول خدا(ص) و رسول خدا(ص) نیز از خداوند متعال نقل فرمود که: لا اله الا الله حصنى فمن دخل حصنى امن من عذابی; لا اله الا الله دژ استوار من است، پس هرکس در این حصار وارد شود از عذابم محفوظ است. امام چند قدمى حرکت کردند و سپس برگشت و فرمود: بشرطها و انا من شروطها، به شرطهاى آن و من از جمله شرطهاى آن هستم.در حقیت امام به مردم فهماند که امام برحق است و توحید بدون وجود امام معصوم و گزیده خداوند در جامعه اسلامی تحقق عینی نمی یابد. در این حال از نظر موقعیت زمانی نیز حکومت مامون را به چالش عقیدتی ژرفی در جامعه اسلامی فرا خواند . این حدیث به حدیث سلسله الذهب(زنجیره طلایی) معروف است .
امام پس از مدتی به خراسان وارد شد . در آن مکان  مامون ابتدا به امام (ع) پیشنهاد خلافت کرد اما امام به هیچ وجه آن را نپذیرفت . پس از آن وی از امام (ع) خواست که ولایتعهدی را عهده دار شود.  امام نیز از این امر به شدت احتراز جست . مأمون دست از پیشنهاد خود برنداشت و مذاکرات به مدت دو ماه ادامه یافت. سرانجام پیشنـهاد خـلافت را بـه ولایتعهدى تغییر داد و با گستاخى تمام  امام (ع) را به قتل تهدید کرد . حضرت، که  هیچ راه گریزى براى خود نیافت، مجبور شد مقام ولایتعهدى را بپذیرد  مشروط بر این که به فرموده  خود امام (ع) ،  از موضع حکومتى امر و نهى نکند ، فتوى ندهد ، قضاوت نکند وکسى را بر مسند ننشاند و کسى را از مقام خود عزل نکند و چیزى را که در حکومت است، تغییر ندهد . به هر حال، مقام ولایتعهدى به طور رسمى در ماه رمضان سال 201 هجرى قمرى اعلام شد و مأمون آن را به تمامى آفاق حکومتش ابلاغ نمود  .
امام رضا(ع) دردوران ولایتعهدی شان در جهت کاستن از فشار های وارده بر شیعیان گامهای مهمی برداشتند .
امام رضا( ع) عالم آل محمد بودند  و دانشمند خاندان طه . ابراهیم بن عباس صولى گوید: هرگز ندیدم چیزى از امام رضا(ع) پرسیده شود و او پاسخش را نداند و در زمان و عصر او کسى را داناتر و آگاه تر از او نیافتم. همو مى گوید: هرگز ندیدم ابوالحسن (ع) کسى را با سخن خود ناراحت کند و هرگز سخن کسى را قطع نمى کرد. هیچ گاه - در صورت قدرت و توانایى - حاجت کسى را رد نمى کرد. هرگز پاى خود را در برابر همنشینش نمى گشود و در نزد او بر جایى تکیه نمى داد. هرگز صداى آن حضرت به قهقهه بلند نمى شد، بلکه خنده آن حضرت فقط تبسم بود. حضرت(ع) همواره همراه غلامان بر سر یک سفره مى نشست و مى فرمود: هیچ کس را بر دیگرى برترى نیست مگر به تقوا و اطاعت از خداوند .کمالات  اخلاقی آن حضرت به اندازه ای است که در این مقال اندک نمی گنجد . سرانجام با انجام کلیه تمهیدات مامون نتوانست حضور گهر بار امام (ع) را تحمل کند و در آخر صفر سال 203 ه ق  ایشان را با سم به شهادت رساند .  پیکر مطهر او را در طوس در قبه هارونی سرای حمید بن قحطبه طایی به خاک سپردند . مرقد مطهر  ایشان در مشهد مقدس زیارتگاه عاشقان خاندان طه از سراسر جهان است .

همه ساله چنین روزی به عنوان روز بزرگداشت سعدی علیه الرحمه در کشور گرامی داشته می شود . مشرف الدین مصلح ابن عبدالله سعدی شیرازی  در چنین روزی در سال 694ه .ق ( 1292 میلادی) در شیراز وفات یافت. سعدی در سال 606 ه ق در  شیراز متولد شد و دانش های نخستین را در زادگاهش آموخت. و برای تکمیل آنها به مدرسه نظامیه بغداد رفت. سعدی به مسافرت علاقه بسیار داشت و نیمی از عمر خود را در سیر و سفر سپری کرد. او پس از یک مسافرت طولانی که حدود چهل سال به طول انجامید به شیراز بازگشت و مشغول تالیف و تصنیف شد. دیوان اشعار (کلیات)، بوستان و گلستان سعدی از مهمترین آثار اویند.

وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌ها      بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان‌ها 
گه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی گل      با یاد تو افتادم از یاد برفت آن‌ها 
ای مهر تو در دل‌ها وی مهر تو بر لب‌ها   وی شور تو در سرها وی سر تو در جان‌ها 
تا عهد تو دربستم عهد همه بشکستم   بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان‌ها 
تا خار غم عشقت آویخته در دامن   کوته نظری باشد رفتن به گلستان‌ها 
آن را که چنین دردی از پای دراندازد   باید که فروشوید دست از همه درمان‌ها 
گر در طلب رنجی ما را برسد شاید   چون عشق حرم باشد سهلست بیابان‌ها 
هر تیر که در کیشست گر بر دل ریش آید   ما نیز یکی باشیم از جمله قربان‌ها 
هر کو نظری دارد با یار کمان ابرو   باید که سپر باشد پیش همه پیکان‌ها 
گویند مگو سعدی چندین سخن از عشقش   می‌گویم و بعد از من گویند به دوران‌ها