فهرست مناسبتها با جزئیات

    • ۲ اَمرداد
    • 24 July
    • ٩ صفر


سیمون بولیوار، بزرگترین مبارز و قهرمان آزادی آمریکای جنوبی در چنین روزی در سال 1783 در کاراکاس به دنیا آمد . وی در شکل گیری نخستین جمهوری در ونزوئلا نقش فراوانی ایفا کرد که البته این حکومت بعد ها سرنگون شد . وی بعدها، جمهوری بزرگ کلمبیارا متشکل از کشورهای کلمبیا ، ونزوئلا و اکوادور آزاد تشکیل داد . قسمتی از پرو به خاطر نام او بولیوی خوانده می شود . بولیوار در سال 1830 دار فانی را وداع گفت . اندیشه بولیوار هنوز زنده است وهوگو چاوز ، رئیس جمهور  کنونی ونزوئلا ، حکومت خود را ، جمهوری بولیواری معرفی می کند . بولیوار اندیشه ضد سرمایه داری وضد امپریالیستی داشت و طرفدار طبقات پایین دست جامعه بود.


الکساندر دومای پدر در چنین روزی در سال 1802 میلادی دیده به جهان گشود . کتاب "سه تفنگدار"  یکی از مشهور ترین کتب ادبی جهان ، اثر این نویسنده فرانسوی است .


الکساندر جکسون دیویس معمار مشهور آمریکایی در چنین روزی در سال 1803 میلادی دیده به جهان گشود . "ساختمانی  با معیار های  گوتیک و مذهبی"  مهمترین اثر معماری وی است .


این نویسنده مشهور آمریکایی در چنین  روزی در سال 1842 میلادی به دنیا امد . "براده ها  و خاک "عنوان مهمترین اثر داستانی اوست .


هنریک پونتوپیدان نویسنده دانمارکی در چنین  روزی در سال 1857 به دنیا آمد . آثار او بیانگر دید واقع گرایانه این نویسنده مشهور اند . او در سال 1971 نوبل ادبی را از آن خود کرد .


 لرد ادوارد دانسانی شاعر و نمایشنامه نویس ایرلندی  در چنین روزی  در سال 1878 به دنیا آمد . "سراب "عنوان مهمترین اثر شعر ی اوست .

این آهنگساز سوییسی  در چنین روزی در سال 1880 در ژنو به دنیا آمد . "مکبث" عنوان مهمترین اثر موسیقایی اوست .


رابرت گراو ، شاعر و نویسنده انگلیسی در چنین روزی در سال 1895 به دنیا آمد . وی به خاطر خلق داستانهای تاریخی از شهرت فراوانی در مجامع ادبی غرب بر خوردار است . " یک "و "کلادیوس" از عناوین مهمترین آثار اویند .

این نویسنده آمریکایی در چنین روزی درسال 1916 دیده به جهان گشود ." خداحافظی آبی طولانی" عنوان مهمترین اثر ادبی اوست .


سینگر در چنین روزی  در سال 1991 در سن هشتاد و هفت سالگی دارفانی را وداع گفت . وی یکبار نیز جایزه نوبل ادبی را از آن خود کرده بود .

احمد شاملو ، در چنین روزی در سال 1379 هجری شمسی در گذشت . احمد شاملو به سال 1304 در تهران متولد شد . تحصیلات کلاسیک نامرتبی  داشت چرا که پدرش به دلیل اشتغال در ارتش مجبور بود هر از گاهی از شهر ی به شهر دیگر منتقل شود.  نخستین اثر احمد شاملو مجموعه کوچکی بود از شعرو  مقاله که در سال 1326 چاپ شد . پس از آن آثار بسیاری از این شاعر ، نویسنده ، مترجم ومحقق کشور به چا پ رسید.  قطعنامه ، آهن ها و احساس ، هوای تازه ، باغ آینه ، آیدا در آینه ، لحظه ها و همیشه ، آیدا : در خت وخنجر وخاطره ، ققنوس در باران ، مرثیه های خاک ، شکفتن در مه ، ابراهیم در آتش ، دشنه در دیس ، ترانه های کوچک غربت  ومدایح بی صله عناوین مجموعه های شعر این شاعرند . وی همچنین اشعار بسیاری از شاعران مطرح جهان را ترجمه کرده است که ترجمه شعر های لورکا ، ریتسوس ، مارگوت بیگل  ولنگستون هیوز از آن جمله اند . شاملوچندین  قصه نیز به رشته تحریر در آورد . اما در حوزه ادبیات داستانی ،  بیشتر ترجمه های او از ادبیات معاصر جهان نزد منتقدان ادبی مطرح اند . ترجمه مسافر کوچولو، دن آرام ، مرگ کسب و کار من است و قصه های من بابام، از جمله  ترجمه های اویند . او به ترجمه چندین نمایشنامه نیز همت گمارد و  چندین مجموعه شعر و قصه نیز برای کودکان و نوجوانان روانه بازار نشر کرد . "کتاب کوچه" از مهمترین آثاروی است که در آن واژه های کوچه و بازار، تمثیل ها ، متل ها ، اشعارعامیانه و معماها وضرب المثل ها  گردآوری شده اند . وی شش جلد از این مجموعه را منتشر ساخت.


در چنین روزی در سال 37 ه ق حضرت عمار یاسر صحابی گرانقدر حضرت رسول اکرم ( ص ) در سن نود و سه سالگی دیده از جهان فروبستند . عمار یاسر اصالتا یمنی بود . ایمان آوردن پدر و مادر عمار ( یاسر و سمیه ) در تاریخ صدر اسلام مثال زدنی است . آن  دو پس از ایمان آوردن به دین پیامبر مورد شکنجه های فروان قرار گرفتند و سرانجام نیز در این طریق به در جه شهادت نایل آمدند .عمار یاسر نیز از یاران صدیق پیامبر اکرم ( ص ) و حضرت علی ( ع ) بود و در مسیر دفاع از ولایت سختی های بسیار دید . حضرت رسول ( ص ) در باره او  فرمود:عمار از سرتا پا سرشار از ایمان است وتوحید با گوشت وخون او عجین شده است.او پس از هجرت پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم به مدینه، در بیشتر جنگ ها علیه کفار شرکت داشت .


درچنین روزی در سال38هجری قمری ،  جنگ نهروان درمحلی به همین نام روی داد. این جنگ میان سپاه اسلام به فرماندهی امام علی ( ع ) و سپاه خوارج  در گرفت و در نهایت نیز خوارج شکست خوردند . 
به نقل از   سیره معصومان (ج 3 ) نویسنده: سید محسن امین ، مترجم: على حجتى کرمانى :
مسعودى گوید: على (ع) ، کوفه را با سى و پنج هزار تن ترک گفت و از بصره نیز، از طرف ابن عباس، ده هزار تن که احنف بن قیس و جاریه بن قدامه سعدى نیز در میان آنان بودند به آن حضرت ملحق شدند.این واقعه در سال 38 ه واقع شد.على (ع) در شهر انبار فرود آمد و لشکرها در آن دیار به آن حضرت مى‏پیوستند.على (ع) براى مردم سخنرانى و آنان را به جهاد تشویق کرد و فرمود:« پیش به سوى قاتلان مهاجران و انصار!اینان بسیار تلاش کردند تا نور خدا را فرو نشانند و براى کشتن رسول خدا (ص) و یارانش تلاش بسیار کردند.هشدارید که پیامبر (ص) مرا فرمود که با ناکثان جنگ کنم و آنان کسانى بودند که از کار ایشان آسوده شدیم و هنوز با مارقان روبه‏رو نشده‏ایم و اکنون باید به جنگ قاسطان روانه شویم که ایشان براى ما مهم‏تر از خوارج هستند.پس به جهاد با قومى بشتابید که مى‏خواهند فرمانروایان ستمگر باشند و مردم آنان را ارباب خود بدانند.
طبرى مى‏نویسد: على (ع) پرچم امان را به دست ابو ایوب داد.او خطاب به نهروانیان بانگ زد: کسى که به زیر پرچم درآید و کسى را نکشته باشد در امان است.و آن کس که به سمت کوفه یا مداین بازگردد در امان است.پس پانصد تن از آنان به سوى بند نیجین بازگشتند و عده‏اى دیگر از آنان به طرف کوفه و گروهى دیگر، در حدود صد تن، به سوى مداین رفتند.سپاه خوارج چهار هزار تن بودند که پس از این دو هزار و هشتصد تن براى نبرد باقى ماندند و به سپاه على (ع) حمله بردند.مسعودى گوید: على (ع) خود در مقابل آنان ایستاد و آنان را به بازگشت و توبه دعوت کرد.اما آنان از پذیرش دعوت آن حضرت امتناع ورزیده بر یاران وى تیر پراندند.به آن حضرت گفته شد: به ما تیر انداختند فرمود: دست از آنها بازدارید و آنان را سه بار دعوت کردند.على (ع) به یارانش اجازه جمله نمى‏داد تا آنکه یکى از یارانش را که به تیر خوارج کشته شده بود نزد آن حضرت آوردند.وى فرمود: الله اکبر.اکنون جنگ با ایشان رواست.بر آنان یورش برید.طبرى گوید: ( پس از جنگ ) کسانى را که نیمه جانى داشتند، جست‏وجو کردند.شمارشان به چهارصد تن مى‏رسید.على (ع) فرمان داد آنها را به سوى عشیره‏هایشان ببرند و فرمود: آنان را ببرید و مداوایشان کنید اگر بهبود یافتند به کوفه بیاریدشان و هر چه در اردوگاهشان مى‏یابید بردارید.آن حضرت، سلاح و مرکب و لوازم جنگ را میان مسلمانان تقسیم کرد و لوازم دیگر، کالا و غلام و کنیز را به صاحبانشان باز پس داد.. مردم کشتگان خوارج را به خاک مى‏سپردند.ابن اثیر گوید: چون على (ع) از کار جنگ با خوارج آسوده خاطر شد حمد و ثناى الهى را به جاى آورد و گفت: همانا خداوند به شما نیکویى کرد و پیروزى شما را ارج بخشید. پس اکنون از این قائله به طرف شامیان حرکت کنید.گفتند: اى امیر مؤمنان!تیرهاى ما تمام و شمشیرهاى ما کند و سرنیزه‏هاى ما بیرون شده است.ما را به دیارمان بازگردان تا آمادگى پیدا کنیم و چه بسا تعداد ما نیز فزونى گیرد.