فهرست مناسبتها با جزئیات

    • ۷ اَمرداد
    • 29 July
    • ١٤ صفر


این سیاستمدار و نویسنده فرانسوی در چنین روزی در سال 1805 میلادی دیده به جهان گشود . کتاب وی با عنوان "دموکراسی در آمریکا "مشهور است .


تارکینگتون نویسنده آمریکایی در چنین روزی در سال 1869 میلادی به دنیا آمد . "هفده" و" آمبرسون های با شکوه" عنوان دو اثر معروف این نویسنده اند .

دون مارکز،  رو زنامه نگار و شاعر ایتالیایی در چنین روزی در سال 1878 به دنیا آمد . "آرچی "و"مهیتابل" از مهمترین اثار اویند  .

این آهنگساز اپرا ، اهل هانگاری در چنین  روزی دیده به جهان گشود . "فصل شکوفه " عنوان مهمترین اثر موسیقی - نمایش اوست .

موسولینی، دیکتاتور و فاشیست بزرگ ایتالیایی در چنین  روزی در سال 1883 به دنیا آمد . وی در فاصله بین سال های 1922 تا 1943 در ایتالیا حکومت کرد . موسولینی از متحدان آدولف هیتلر ، رهبر نازی های آلمان درجنگ جهانی دوم بود . وی سرانجام توسط مبارزان ضد فاشیت ایتالیا ، دستگیر واعدام شد.


این رهبر ارکستر ایتالیایی در چنین  روز ی در سال 1900 دیده به جهان گشود . "اوقات شیرین" عنوان مهمترن اثر موسیقایی اوست .


ای وینلجانوسن  نویسنده سوئدی در چنین روزی در سال 1900 میلادی به دنیا آمد ." بازگشت به ایتا کا" مهمترین اثر اوست . وی در سال 1974 جایزه نوبل ادبی را از آن خود کرد .


ونسان ونگوک نقاش بزرگ پست امپرسیونیست در هلند چشم به جهان گشود . وی ده سال پیش از مرگش تصمیم گرفت  که نقاش بشود . تابلوهای نخستین او همه از رنگ های خفه و تاریک بر خور داربودند  . ون گوک پس از آنکه در سال 1886 به پاریس رفت و با پیاسر نقاش وچند تن دیگر از نقاشان دیگر فرانسوی  دیدار کرد،  رنگ های زنده ودرخشان را در آثار خود بکار برد . او در همه عمر با نوعی بیماری روانی دست به گریبان بود . تابلو "اتاق خواب "  مهمترین اثر تصویری اوست .


بونوئل کارگردان بر جسته سینما در چنین  روزی دار فانی را وداع گفت . وی در سن 83 سالگی به خاطر سیروز کبدی در گذشت . "سگ آندلسی " عنوان مهمترین فیلم این کارگردان است .

در چنین روزی  در سال 1368 پنجمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران بر گزار شد  و طی آن حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی با اکثریت آراء حائز پست ریاست جمهوری اسلامی ایران شد .

در چنین روزی در سال 38  ه ق محمد ابن ابی بکر والی امیر المومنین علی ابن ابی طالب ع در مصر به شهادت نایل آمد.
به نقل از کتاب  سیره معصومان ج سوم ، نویسنده: سید محسن امین  ، مترجم: على حجتى کرمانى :
عمربن عاص به دستور معاویه به همراه شش هزار تن به منظور فتح مصر  روانه این دیار شد.محمد بن ابو بکر نامه‏اى به امیر مؤمنان نگاشت و از درخواست کمک کرد.مردم براى یارى وى جمع آمدند اما با این همه پس از گذشت‏یک ماه و با وجود مالک بن کعب تعداد آنان از دو هزار تن افزون نشد. آنان پنج‏شب مقابله کردند و چون خبر قتل محمد را دریافتند، بازگشتند.چون محمد بن ابو بکر کشته شد، جنازه او را در پوست حیوانی  جاى داده آن را آتش زدند و زشتى پیروزى خود را بدین گونه به نمایش گزاردند.
خبررسان  امیر مؤمنان (ع) در شام، خبر شادکامى اهل شام را از کشته شدن محمد به آگاهى آن حضرت رسانید.على (ع) فرمود: اندوه ما در از دست دادن محمد به اندازه شادمانى آنان و بلکه بیشتر از آن است.ما نزد خداوند از آنان حساب خواهیم کشید.به خدا سوگند محمد جزو کسانى بود که انتظار قضاى الهى را مى‏کشید و براى پاداش الهى عمل مى‏کرد.او هیئت فاجر را دشمن و هدایت مؤمن را دوست مى‏داشت.این واقعه در سال 38 ه به وقوع پیوست.
على (ع) نامه‏اى به ابن عباس، که ولایت‏بصره را بر عهده داشت، نوشت و او را از فتح مصر و کشتن محمد بن ابو بکر توسط معاویه مطلع ساخت.ابن عباس نیز پاسخ نامه آن حضرت را نوشت و آن‏گاه به کوفه آمد و قتل محمد را به على (ع) تعزیت گفت.زیرا محمد پسر اسماء بنت عمیس یکى از همسران على (ع) بود.آن حضرت، اسماء را پس از وفات همسرش ابو بکر به ازدواج خود درآورد. اسماء پیش از ابو بکر همسر جعفر بن ابیطالب بود و خود نیز همچون فرزندش محمد از بهترین شیعیان امیر مؤمنان (ع) به حساب مى‏آمد. ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه ، در توضیح این سخن حضرت که فرمود: به خداى سوگند معاویه زیرک‏تر از من نیست ولى او نیرنگ مى‏بازد و....به ذکر امورى مى‏پردازد که ناآگاهان آن را به حساب ضعف تدبیر آن حضرت مى‏گذارند.از جمله مثالهاى آنان در این باره همین قضیه‏اى است که براى حکومت مصر پیش آمد.ابن ابى الحدید در این باره مى‏نویسد: از جمله خرده‏گیریهایى که بر على (ع) کرده‏اند دادن ولایت مصر به محمد بن ابو بکر و برکنار داشتن قیس بن سعد از آن منصب بود تا جایى که محمد به قتل رسید و معاویه حکومت مصر را به دست گرفت. پاسخ از این ایراد آن است که: نمى‏توان گفت: محمد شایستگى حکومت‏بر مصر را نداشت زیرا او مردى زاهد، دانشمند و درست تدبیر بوده و در مراتب خیر خواهیش نمى‏توان شک و تردید کرد.علاوه بر این، او پسر همسر على و دوست او بود.مردم مصر نیز بى‏نهایت او را دوست مى‏داشتند و از ولایت او بر مصر، استقبال کردند.چون مصریان عثمان را محاصره کردند از او درخواست عزل عبد الله بن سعد بن ابى سرح، از ولایت مصر، را کردند به وى پیشنهاد دادند تا محمد بن ابو بکر را جاى عبد الله بر آنان بگمارد. عثمان نیز عهدنامه‏اى براى ولایت او بر مصر نوشت.وى با مردم مصر رفت تا نامه عثمان را به ابن ابى سرح تسلیم کند.با توجه به این مطالب، جز تولیت محمد بن ابو بکر بر مصر، هیچ راى و تدبیرى براى على (ع) باقى نمانده بود.زیرا چنان که گفتیم مصریان به او علاقه داشتند و او را برگزیده بودند و از طرف دیگر هم محمد با داشتن اخلاقى پسندیده، استحقاق برخوردارى از این منصب را داشت.با این مقدمات، گمان قوى مى‏رفت که مردم از وى اطاعت و او را یارى کنند و بر محبت و دوستى او جمع آیند.اما عاقبت کار او همان شد که دیدیم.ولى این امور را نمى‏توان عیب و منقصتى براى امیر مؤمنان (ع) قرار داد.زیرا امام بنابر مصالحى که خود در نظر دارد به رتق و فتق امور مى‏پردازد و کسى هم جز خداوند از امور پنهان آگاهى ندارد.در زمان رسول خدا (ص) هم آن حضرت، جعفر و زید و عبد الله بن رواحه را در روز جنگ موته به میدان فرستاد.اما آنان همگى کشته شدند و سپاهشان نیز درهم شکست و عده‏اى از آنان نیز با حالى زار و نزار به مدینه بازگشتند.حال با این وجود کسى مى‏تواند پیامبر (ص) را بدین خاطر مورد ایراد قرار دهد و تدبیر و فکر او را زیر سؤال ببرد!

در چنین روزی در سال 656 ه ق آخرین خلیفه دولت عباسی به نام المستعصم بالله به دست هلاکو خان مغول  ، پس ازسقوط  بغداد ،   کشته شد .

درچنین روزی درسال127هجری قمری «مروان ثانی»  جنگ و در گیری گسترده خود را با  ابومسلم خراسانی آغاز کرد . مروان ثانی در این جنگ شکست خورد و پس ازآن به مصرگریخت اما دراین سرزمین بدست یکی ازعمال  بنی عباس کشته شد .